کلأچئه (کلاچاى)، لطره، همیشک کاسپی دریا

گیلک خلکˇ رئه
کلأچئه (کلاچاى)، لطره، همیشک کاسپی دریا

latre.blogfa.com

وبمجی
<-- Start v6rg.com Gil6ki Calendar -->
Gil6ki Calendar
<-- End v6rg.com Gil6ki Calendar -->

در جامعه‌ی دانایان و فرزانه‌گان این جمله چه زیباست: «وچه کئن خأن عاقلابی؟»

.

.

.


جامعه‌ای که همه توش خودشون رو دانا می‌دونن باید با شاش تطهیر بشه

.

.

.


اگر باور بداریم که حق دادنی‌ست نه گرفتنی، بسیاری از مشکلات خود به خود حل خواهد شد

.

.

.


چرا یک کارگر توانمند با مدرک پایین، حقوق کمتری از یک کارمند نابلدِ نادانِ دارای مدرک بالا باید داشته‌باشد؟.

.

.

.


.

.

.


.

.

.


.

.

.


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.


.

.

.


جامعه‌ای که در آن با همه چیز شوخی می‌شود، حتی با سلامتی انسان‌ها، چه امیدی به بهبود شرایط؟

.

.

.


دروغ، ظلم کثیفی‌ست.

.

.

.


آدم‌پرستی بدترین نوع بت‌پرستی‌ست.

.

.

.


بعضی وقت‌ها سکوت دروغ است.

.

.

.


داریوش: حقوقا حاضره فردا ببرم بانک به حساب بچه‌ها بریزم؟

مسعود: نه وقت نکردم امروز

داریوش: خودتو نگاه نکن، کارگرا بیچاره‌ها دستشون تنگه، یکیش خود من

مسعود: خب وقت نکردم دیگه

داریوش: یه خورده به فکر کارگرا باش آخر ماهه، کرایه خونه‌هاشون عقب افتاده

مسعود: خب میگی چیکار کنم نتونستم دیگه

داریوش: یه خورده به فکر کارگرا باش

مسعود: باشه

(صدای بسته شدن در حسابداری)

حرکت مسعود به سمت اتاق فکر و صدای فارت.

.

.

.


بوی تعفن میاد از سرمایه‌دارایی که میرن جلسه میذارن و برای کودکان بیمار و گرسنه و یتیم و ... اعانه جمع می‌کنن.

.

.

.


تهوع‌آوره دیدن صحنه‌های ژست گرفتن و عشوه اومدن و عکس گرفتن خیرین در مقابل دوربین‌های مجلات در مراسم‌های خیریه.

.

.

.


کسی که حقوق ماهیانه‌ش بالای 2 میلیون تومنه چطور می‌تونه حال و روز کسی رو درک کنه که حقوق ماهیانه‌ش به یک میلیون تومن هم نمی‌رسه؟ و چطور ابراز همدردی می‌کنه با کسی که کارگر روزمزده؟

.

.

.


چرا باید کسی که پشت کامپیوتر نشسته و سنگین‌ترین وسیله‌ی دستش ماوس کامپیوتره باید راجع به حق بیشترش نسبت به کارگری که تو گرما و سرما تو سالن مشغول به کار با آهن آلات و ... هست نظر بده. اصلن آیا شرایط نظر دادن رو داره که از پشت میز افاضات می‌فرماید؟

.

.

.


همیشه یک نفر باید به پا خیزد

.

.

.

تا نیاندیشی رضایت داری

.

.

.

سر در خورجین شهوت تا به کی؟

.

.

.

اسیر زر و زور و تزویر تا به کی؟

.

.

.

خودخواهی، خودپرستی، خودنمایی تا به کی؟

.

.

.

تا کجا باید دوید؟

.

.

.

اکثریت چیست؟ اقلیت کیست؟

.

.

.

چرا باید مبنای زندگی بر پول باشد؟

.

.

.

چرا چشمها همه چیز را به شکل اسکناس میبینند؟

.

.

.

چرا خواستههایمان تا این اندازه کوچک است؟

.

.

.

کاش دماغمان مانند پینوکیو بعد از دروغ گفتن بود

.

.

.

تا در همهی جهان یکی زندان هست / در هیچکجای عالم آزادی نیست

.

.

.

دوستی پرسید: «چرا اعضای اعدامیان را به بیماران اهدا نمیکنند؟» چه میگفتم جز سکوت؟

.

.

.

چقدر ذهنمان درگیر پرسشهای اشتباه است؟

.

.

.

چقدر زندگیمان درگیرِ درگیریهای اشتباه است؟

.

.

.

چقدر اشتباه هستیم؟

.

.

.

چقدر باید بر اشتباهاتمان پا بفشریم؟

.

.

.

چقدر پذیرش داریم؟

.

.

.

چقدر بردباریم؟

.

.

.

اگر دین ندارید آزاده باشید

.

.

.

چقدر دین داریم؟

.

.

.

دین چیست؟

.

.

.

دیندار کیست؟

.

.

.

چقدر آزادهایم؟

.

.

.

آزادگی چیست؟

.

.

.

آزادی چیست؟

.

.

.

آزاد کیست؟

.

.

.

من اگر برخیزم؟ چه کسی بر میخیزد؟

.

.

.

من اگر مشت کنم دستم را، به کجا کوبمش؟ آیینه؟ دیوار؟ حریف؟

.

.

.

کار ما چیست؟ خون ریختن؟ فحاشی؟ هتاکی؟ خشم و کینه و نفاق و دروغ؟

.

.

.

هنر برای کیست؟

.

.

.

هنر برای هنر؟

.

.

.

هنر برای مردم؟

.

.

.

هنر برای موعود؟

.

.

.

هنر متعهد چیست؟

.

.

.

هنرمند متعهد کیست؟

.

.

.

متعهد کیست؟

.

.

.

تعهد چیست؟

.

.

.

هنر برای چیست؟

.

.

.

اصلن هنر چیست؟

.

.

.

زندگی گوسفندی و چشم به «پیشکله» داشتن تا کی؟

.

.

.

چشم به دست و دهان بالاسری بودن تا کی؟

.

.

.

کاش می شد در حرف زدن بیشتر دقت کرد.

.

.

.

کاش در انتخاب کلمات بیشتر دقت کنیم.

.

.

.

کاش قبل از هر حرفی اندکی آن را مزهمزه کنیم.

.

.

.

کاش بیمحابا حرف نزنیم.

.

.

.

کاش بیاموزیم که سکوت بسیار ارزشمندتر از حرافیست.

.

.

.