گیلک ٚ خلک ٚ ره

دامؤن
گیلک ٚ خلک ٚ ره
وبمجی
<-- Start v6rg.com Gil6ki Calendar -->
Gil6ki Calendar
<-- End v6rg.com Gil6ki Calendar -->

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوروزبل» ثبت شده است

#نؤرۊزبل رسید و امسال نیز همچون هر سال در کنار یکدیگر این جشن را و این روز شادی را گرامی می‌داریم. این دل‌خوشی‌ی ماست که دیگر چند سالی‌ است که همه نوروزبل را می‌شناسند. دیگر مردم ما نوروزبل را به طور خودگردان جشن می‌گیرند. آرزوی ما این است که همه‌گان، گیلٚمرد و کلایی و گالش، اگر در سرزمین خود هستند یا از آن دورند این روز را زنده نگاه دارند. اما با اینکه عده برپایی این جشن در این سال‌ها فزونی یافته، باز این آرزو به قوت خود باقی‌ست. آخر مگر باید آرزو کنیم مردم عید خود را جشن بگیرند؟ این مردم کیستند؟ کشاورزانمان دستانشان خالی‌ست و کارگرانمان دل‌خون‌اند و در تور صیادان ماهی نیست. جوانانمان آواره‌اند حال در این میان شکایت کنیم که چرا نورورزبل را فراموش کرده‌اید؟ امروز می‌باید در کنار هم شاد باشیم. صدای شادی ما باید ستون آسمان را بلرزاند اما مگر می‌شود شاد بود و خندید وقتی می‌بینی هم‌نوع تو به شادی و دل‌خوشی از دور می‌نگرد؟! بگذار پرحرفی را کنار نهیم. می‌ترسیم این پرحرفی چنان گلویمان را خشک کند که آرزوی آب روی دل‌هامان بماند، که امسال از همه سال‌ها سرزمین ما خشک‌تر و بی‌آب‌تر است. در همه‌جای سرزمین‌مان آب کیمیا شده است. از خوزستان و بلوچستان تا اصفهان و خراسان، تا گیلان و مازندران زیبای ما زمین تشنه دهن باز کرده و فقر سیاه جان آدمی را می‌بلعد. کشاورزان سرزمین من ظرف ظرف آب جمع می‌کنند و چشم به آسمان دارند. اما مگر چقدر می‌شود این وضع را تحمل کرد؟ برای فردا چه راه حلی داریم؟

گیلان و مازندران ما زیباست. هر که از بیرون بدان می‌نگرد خیال می‌کند آن‌ها در بهشت زندگی می‌کنند، غافل از آنکه این بهشت سراب است، همچنان که رودخانه‌های زیبایمان به سرابی بدل شده‌اند، همچنان که پرآبی گیلان و مازندران دیگر تنها سراب و افسانه‌ایست. سرزمین من دیگر آب ندارد. اغلب رودخانه‌هامان یا خشکیده‌اند، یا دارند می‌خشکند یا چنان آلوده‌اند که سلامت و زندگی‌مان را تهدید می‌کنند. تالاب‌هایمان روز به روز کوچک‌تر می‌شود و دیگر کم مانده روزی برسد که برای نفس کشیدن هوا نداشته باشیم.

چنان‌که می‌دانید بحران آب تولیدات وابسته به آب ( کشاورزی و صنعت) را تهدید می‌کند و نیروی پیش‌برنده‌ی صنعت و کشاورزی آدمیانی هستند که جز فروش نیروی کار خود چیزی ندارند و منطقه‌ی درگیر بحران آب، منطقه‌ی درگیر بحران تولید است. بنابراین این نیروی کار اولین کسانی هستند که ادامه‌ی حیاتشان به خطر می‌افتد. آن‌ها راهی نخواهند داشت جز آن‌که سرزمین و سامانشان را ترک کنند. آن‌ها نخستین کسانی‌اند که فکر مهاجرت به ذهنشان خطور می‌کند‌.

اما ترک منطقه بحران برای کارگران و کشاورزان چنان نیست که فکر مهاجرت در سر سرمایه‌دار. یک کارگر یا دهقان برای آنکه سرزمین و خانه‌‌اش را ترک کند جز سیه‌روزی و مشقت‌های روزمره‌اش چه دارد که برچیند؟ اما در مقابل سرمایه‌دار روابط، رانت‌ها، حساب‌های بانکی، زمین، کارخانه و سرمایه‌های ثابت و متغیر دارد. این اثاث‌کشی واقعا سخت‌تر است! و چیدن دوباره آن در سرزمین جدید به مراتب سخت‌تر. اما باز او در سرزمین جدید رفاه و زندگی و سرمایه را بازچینی می‌کند؛ کارگران اما نه.

کارگر و کشاورز مهاجر حتی قادر نخواهند بود وارد شهر و دیار جدید شوند و آنجا برای خود جا باز کنند. آن‌ها حاشیه‌نشین خواهند شد، در خانه‌های اجاره‌ای‌ی بیرون شهر زندگی خواهند کرد و پشت در کارخانه‌ها صفوف ارتش بیکاران را پر خواهند کرد.

دهقانان به کارگران غیر ماهر تبدیل خواهند شد و به زمین‌های سرزمین میزبان راهی نخواهند یافت. برای آن‌ها که پیش از این زندگی نداشتند، پس از این نیز زندگی‌ای نخواهد بود.

شاید این جملات ناامید کننده و غم‌انگیزند. اما نباید چنین باشد، اگر کارگر و دهقان چیزی جز زنجیرهای خود برای از دست دادن ندارند. آن‌ها دنیایی برای به دست آوردن دارند اگر علیه فقر و گرسنگی با یکدیگر متحد شوند. کارگران و دهقانان هزاران هزار کس‌اند و اگر به کسان یکدیگر بدل شوند و دست در دست هم نهند، می‌توانند همه‌ی آن چیزهایی که زندگی از ایشان دریغ کرده بازپس گیرند. بحران امروز ما بحران آب است و شاید فردا چیز دیگری باشد.

اگر ما دریافته باشیم که هم امروز بحران آب، تنها بحران آب نیست بلکه بحران خاک و هوا نیز هست. اگر ما دریافته باشیم که بحران آب بحران مهاجرت است، بحران مالکیت بر زمین و وسایل تولید است، آن‌گاه ما درمی‌یابیم که تنها راه حل مسأله اتحاد ماست.

شاید ما نتوانیم از آسمان باران بیشتری بخواهیم، ولی ما قادریم از قطره قطره اتحادمان دریایی بسازیم. ما باید دستان یکدیگر را بگیریم و به پای هم راه بی‌افتیم. در میان این راه ما مسائلمان را درک خواهیم کرد و راه حل‌ها را خواهیم یافت. مشکل «ما» را «ما» حل می‌کند!

یادمان نرود که امروز عید ماست؛ باید آتشی برپا کنیم، یکدیگر را در آغوش گیریم و یک‌صدا بخوانیم:

گۊرۊم گۊرۊم گۊرۊم بل

نؤرۊز ما ؤ نؤرۊزبل

هر سال بؤبۊن سال ٚ سۊ

نؤ بدی خؤنه‌واشۊ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۸
Damön lөtrij

.

سلام


۱.

نوروزبل امسال روز دوشنبه، ۱۶ مرداد ماه هجری شمسی، باید برگزار شود.

طبق اطلاعاتی که تا الان به دست ما رسیده، در نوروزمحله‌ی سیاکل و هلیدشت لنگرود/املش این مراسم به صورت رسمی برگزار می‌شه.


مراسم هلی‌دشت که مثل هر سال عمو صفر زحمت‌شو می‌کشه، در تاریخ درست و دقیق‌ش برگزار می‌شه، یعنی ۱۶ مرداد.


و مراسم نوروز محله که توسط گروه دیگه‌ای برگزار می‌شه در تاریخ ۱۹ مرداد (که البته پسندیده نیست)


۲.

عزیزان، نوروزبل عیدیه که متعلق به تمام گیلکانه، در هر کجای این کره‌ی خاکی، و هیچ احتیاجی به مجوز، برای برگزاری نداره، اگر تا سال گذشته اندکی نیاز به گرفتن مجوز احساس می‌شد، از امسال همون اندک هم محسوس نیست، چون این مراسم در میراث ثبت شده و خودبه‌خود قانونی تلقی می‌شه.

حالا چرا باید مجوز گرفت؟

چرا باید این مراسم در یک، دو یا چند نقطه‌ی محدود برگزار بشه؟


دوستان، نوروزبل باید از شکل جشنواره خارج بشه و تبدیل به جشنی مردمی، همگانی و پراکنده بشه.

مگه برای برگزاری مراسم و جشن‌های دیگه نظیر:‌نوروز، سیزده‌به‌در، چهارشنبه‌سوری و ... کسی از جایی مجوز می‌گیره؟

مگه برای برگزاری این جشن‌ها مردم منتظر این هستن که عمو صفری پیدا بشه و کلی زحمت بکشه و بعد برن جشن بگیرن؟ نه، خودشون برای جشنی که دوسش دارن تدارک می‌بینن.


پس خطاب من به کساییه که این مراسم رو دوس دارن و بهش احساس تعلق می‌کنن،


۳.

رفقا! هیچ نیازی نیست که ده‌هزار نفر یه جا جمع بشن تا این مراسم برگزار بشه، فقط کافیه شمایی که خودت رو صاحب این مراسم می‌دونی و این مراسم رو‌ میراث نیاکانت، همراه با چند از اقوام، دوستان و آشناهات، یه جایی تو شهر یا حومه‌ی شهر، کوه، جنگل، دریا یا هر جای دیگه، جمع بشی، آتیش درست کنی، دو بیت شعر بخونی، شاد باشی و برای افراد دیگه‌ای که کم اطلاع هستن توضیح بدی و از این جشنی که گرفتس فیلم و عکس بگیری.

تنها راه نجات نوروزبل از جشنواره شده و تبدیل نوروزبل از مراسمی متمرکز به مراسمی همگانی اینه که همه خودمون رو در برگزاری‌ش دخیل بدونیم و همه این مراسم رو برگزار کنیم.


رفقا! نوروزبل حامی‌ی دولتی و رسمی نمی‌خواد، حامی مردمی می‌خواد، همه با هم و هر کس تو شهر و محل خودش برگزار کنه.


مطمئن باشید که با این کار بعد از چند سال جشن نوروزبل چنان شکوفا بشه که هیچ بنی‌بشری نتونه ادعا کنه واسه نوروزبل.



دامؤن لتریج اسفندار ما ۲۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۳۶
Damön lөtrij

سلاو

 

ایمسالˇ نؤرۊزˇ بله بیلأخره بۊشؤم. شؤکر. راضی هیسم ولی قاینا نأ. متأسفانه دىقه نود خبر برسی گه مراسم کنسله ؤ ریفقؤن خئلی خۊ برنامه ریزیه عوضاتن ؤ واخب نۊبؤن و نۊمأن ؤ جاى دیگر خۊ وأسر مراسم بیتن ؤ تش دچئن ؤ نؤرۊزبله جشن بیتن.

هلأ نفأمسیم چهره مجووز لغوابؤ یؤ چی وکت ولی بهرحال آمۊ نؤرۊزˇ بله رؤشناتیم ؤ هین دؤنی أمی دم گرم ؤ هرکسی گه هرجاى دیگر ای تشه رؤشناگۊت ؤ جشن بگیت.

۱۵۹۰ نؤرۊزبلˇ برگۊزاری ره وأ هی چن رۊزˇ مئن کاره سرأىریم تا راحتتره تونسه بیم سالˇ بعد أمی مراسمه برگۊزار بؤنیم.

یته هکشی تشککر نی کۊنیم عمۊ صفرˇ جی گه هر طؤر بۊبه ای مراسمه رچأگیت. بزیوی عام‌جان

شیمی نؤسال مۊوارک بؤبۊن ؤ شیمی جؤن ساق.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۴۶
Damön lөtrij

سال ۱۵۸۹همأ دره

 

هی جۊمأ رۊز نؤرۊزبله ؤ عمۊ صفرˇ هممتˇ همرأ ای مراسم کۊمله مئن برگۊزار بۊنه

ای تقویم  (نسخه‌ی Pdf) هرچن خىلی ابتدایی هیسه ولی می هدىه ایسه ای نؤسالˇ ره

نؤسال مۊوارک. سربۊرز ببین ؤ جؤنساق.

دامؤن لتریج

ایسفٚندار ما بیسپنجۊم ۱۵۸۸

 

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۲۳
Damön lөtrij