کلأچئه (کلاچاى)، لطره، همیشک کاسپی دریا

گیلک خلکˇ رئه
کلأچئه (کلاچاى)، لطره، همیشک کاسپی دریا

latre.blogfa.com

وبمجی
<-- Start v6rg.com Gil6ki Calendar -->
Gil6ki Calendar
<-- End v6rg.com Gil6ki Calendar -->


دۋ

هر را جی

جؤر شۊنه

ژیویر، ژگله، اۊشماره

هلؤله، هلؤله، هلؤله


تی چۊشمان خاو دره

خاو ئانؤشۊنی

تی چۊشم' ترس دره

می چۊشم' حسرت

بۊخؤس جؤن

بۊخؤس تی قتˇ قۊربان

هلؤله، هلؤله، هلؤله


بۊخؤس

شو تا همیشک شو نۊمؤنه

بۊخؤس

مۊ تی پلی بیدارکه مؤنم


ای سیا درازˇشو آخر گۊذرنه

أخه بال به بال وکیم

تم‌بزئه خاوˇ جی، ای خلک پرنه

أخه بال به بال وکیم

آفتاوˇ شٚوٚق أمی دیم' گنه

أخه بال به بال وکیم

هنده، خنده صدا، مردۊمˇ گۊش رسنه

أخه بال به بال وکیم

بۊخؤس جؤن

بۊخؤس تی قتˇ قۊربان

هلؤله، هلؤله، هلؤله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۲۶
Damön lөtrij

اندوه‌واره‌ای‌ست

این تکه از زمین

خوابیده بر خیانت و اندوه و خشم و کین


رخت ِ عزا

از تن این مردمان

بیرون نمی‌شود


قلب تپنده‌ی زمین

آسیب دیده است

سرْطان گرفته است

حتی به تازگی

به وبا مبتلا شده‌ست


ای سرزمین من 

سرمایه‌ی زمین

از زمینت دود 

از هوا باروت

با ما چه می‌کنی؟

با ما چه می‌کنند؟

با تو چه می‌کنیم؟

با خود چه می‌کنیم؟


شاید که ناگزیر

بگریزم از تو و ...

تا آن زمان ولی

می‌تکاپویم که شاید یک نفر در این زمین ِ یخ‌زده

طعم آزادی چشد


ای سرزمین من

اندوه‌واره‌ای‌ست

تندیس ِ خلق ِ تو

بی‌روح و بی‌رمق

همواره در هراس


لعنت به این سه‌گانه‌ی شیطانی‌ی تزویر و زور و زر

لعنت به دولت و سرمایه‌داری و روحانیان دین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۲۱
Damön lөtrij

.

سلام


۱.

نوروزبل امسال روز دوشنبه، ۱۶ مرداد ماه هجری شمسی، باید برگزار شود.

طبق اطلاعاتی که تا الان به دست ما رسیده، در نوروزمحله‌ی سیاکل و هلیدشت لنگرود/املش این مراسم به صورت رسمی برگزار می‌شه.


مراسم هلی‌دشت که مثل هر سال عمو صفر زحمت‌شو می‌کشه، در تاریخ درست و دقیق‌ش برگزار می‌شه، یعنی ۱۶ مرداد.


و مراسم نوروز محله که توسط گروه دیگه‌ای برگزار می‌شه در تاریخ ۱۹ مرداد (که البته پسندیده نیست)


۲.

عزیزان، نوروزبل عیدیه که متعلق به تمام گیلکانه، در هر کجای این کره‌ی خاکی، و هیچ احتیاجی به مجوز، برای برگزاری نداره، اگر تا سال گذشته اندکی نیاز به گرفتن مجوز احساس می‌شد، از امسال همون اندک هم محسوس نیست، چون این مراسم در میراث ثبت شده و خودبه‌خود قانونی تلقی می‌شه.

حالا چرا باید مجوز گرفت؟

چرا باید این مراسم در یک، دو یا چند نقطه‌ی محدود برگزار بشه؟


دوستان، نوروزبل باید از شکل جشنواره خارج بشه و تبدیل به جشنی مردمی، همگانی و پراکنده بشه.

مگه برای برگزاری مراسم و جشن‌های دیگه نظیر:‌نوروز، سیزده‌به‌در، چهارشنبه‌سوری و ... کسی از جایی مجوز می‌گیره؟

مگه برای برگزاری این جشن‌ها مردم منتظر این هستن که عمو صفری پیدا بشه و کلی زحمت بکشه و بعد برن جشن بگیرن؟ نه، خودشون برای جشنی که دوسش دارن تدارک می‌بینن.


پس خطاب من به کساییه که این مراسم رو دوس دارن و بهش احساس تعلق می‌کنن،


۳.

رفقا! هیچ نیازی نیست که ده‌هزار نفر یه جا جمع بشن تا این مراسم برگزار بشه، فقط کافیه شمایی که خودت رو صاحب این مراسم می‌دونی و این مراسم رو‌ میراث نیاکانت، همراه با چند از اقوام، دوستان و آشناهات، یه جایی تو شهر یا حومه‌ی شهر، کوه، جنگل، دریا یا هر جای دیگه، جمع بشی، آتیش درست کنی، دو بیت شعر بخونی، شاد باشی و برای افراد دیگه‌ای که کم اطلاع هستن توضیح بدی و از این جشنی که گرفتس فیلم و عکس بگیری.

تنها راه نجات نوروزبل از جشنواره شده و تبدیل نوروزبل از مراسمی متمرکز به مراسمی همگانی اینه که همه خودمون رو در برگزاری‌ش دخیل بدونیم و همه این مراسم رو برگزار کنیم.


رفقا! نوروزبل حامی‌ی دولتی و رسمی نمی‌خواد، حامی مردمی می‌خواد، همه با هم و هر کس تو شهر و محل خودش برگزار کنه.


مطمئن باشید که با این کار بعد از چند سال جشن نوروزبل چنان شکوفا بشه که هیچ بنی‌بشری نتونه ادعا کنه واسه نوروزبل.



دامؤن لتریج اسفندار ما ۲۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۳۶
Damön lөtrij

به مناسبت 22 تیر ماه روز سقوط استبداد صغیر

گزارشی از نشست مشروطه و سخنرانی آن با عنوان:

مشروطه ی گیلانی؛ احیاء کننده ی مشروطه ی ایرانی

                                                                                                                    

نقش تاریخی مشروطه ی گیلانی در بازگرداندن مشروطه ی ایرانی ، نقش بی بدیلی بوده است که تاریخ نویسان معاصر ایرانی و حتا ما گیلانیان نیز آن را زیر سایه ی مبارزات قهرمانانه ی مجاهدین مشروطه ی تبریز ، ستارخان و باقرخان قرار داده و اهمیت تاریخی آن را نادیده گرفته ایم. به نظر می رسد در این میان تنها فریدون آدمیت بوده که به اهمیت تاریخی کار سترگی که مجاهدین مشروطه ی گیلانی بدان دست زدند، اشاره کرده و کوتاهی تاریخ نویسان ایرانی را نیز در همین رابطه متذکر شده است. او گفته است :« می دانیم که [ در آستانه ی فتح تهران] تبریز موضع دفاعی بخود گرفته بود، چه رسد به اینکه در فکر گرفتن پایتخت باشد یا عزل محمد علی شاه را بخواهد. این کار را انقلابیان گیلان از عهده برآمدند. حتی چنانکه خواهیم دید انجمن ایالتی تبریز بر آن شد که ملّیون را از حرکت به سوی تهران باز دارد. اما فرماندهان حقیقی اردوی ملی ( نه سپهدار تنکابنی) آن رای را طرد کردند. نکتۀ با معنی دیگر اینکه، مشارکت اردوی بختیاریان در فتح پایتخت، عکس العملی بود در برابر پیشروی مجاهدان گیلان ، ورنه بختیاریان ، نخست قصد آمدن به تهران را نداشتند بلکه در پی این بودند که فرمانروایی خود را در منطقۀ اصفهان به دولت مرکزی تحمیل گردانند. به عبارت دیگر سیاست حرکت انقلابی را مجاهدان گیلانی تعیین کردند( حقیقتی که تاریخ نویسان مشروطیت به روشنی تمیز نداده ا ند». 

   نگارنده ی این سطور در تدوین جلد دوم کتاب« تاریخ گیلان( از آغازِ ورود شاه عباس اول به گیلان تا پایان انقلاب جنگل)»  نیز برای نخستین بار متوجه ی اهمیت تاریخی این موضوع شد و در فصلی از این کتاب که تحت عنوان « مشروطه ی گیلانی؛ احیاء کننده ی مشروطه ی ایرانی» آمده به این نکته ی مهم پرداخته و در بررسی کتاب نیز آن را نه به دلیل گیلانی بودن بلکه به واقع به دلیل اهمیت تاریخی نقش آفرینان اجداد گیلانی ما در احیاء مشروطه در ایران و به استناد اسناد غیر قابل انکار برجسته کرده است.  از این رو وقتی دوست ارجمند و فرزانه ام دکتر ناصرفکوهی مدیر سایت انسانشناسی و فرهنگ پیشنهاد کرد که می خواهد یک جلسه ی انسانشناسی را به بحث مشروطه اختصاص دهد و از من دعوت کرد که یک سخنرانی در باره ی مشروطه داشته باشم، من موقع را غنیمت شمرده و همین واقعیت تاریخ معاصر گیلان و ایران را برای سخنرانی انتخاب کردم و نام آن را « مشروطه ی گیلانی؛ احیاء کننده ی مشروطه ی ایرانی» قرار دادم. 

 

برای خواندن متن کامل مقاله فایل زیر را دانلود کنید:

مشروطه‌ی گیلانی، احیاگر مشروطه‌ی ایرانی


منبع: سایت انسان‌شناسی و فرهنگ

http://anthropologyandculture.com/fa/easyblog/2684-به-مناسبت-22-تیر-ماه-روز-سقوط-استبداد-صغیر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۶ ، ۲۲:۴۹
Damön lөtrij

طرح مسأله

۱. کشاورزی در چند قرن اخیر شغل اصلی‌ی مردم جلگه‌نشین البرز بوده. در گذشته‌ای نه چندان دور مالکین زمین‌های زراعی، اربابان و ملاکین بزرگ بودند، که پس از اصلاحات ارضی، در دوران پهلوی دوم، کشاورزان نیز مالک زمین شدند. از آن زمان تا امروز، هر روز شاهد : 1- کوچکتر شدن شالیزارها و 2- خشکاندن و تبدیل زمین‌ها به ویلا و باغات پرتقال، کیوی و ...، هستیم. با ادامه‌ی این روند در سال‌های اخیر و کوچکتر شدن هر روزه‌ی شالیزارها، به علت توارث، و تغییر کاربری زمین‌ها، به دلیل نیاز مالی مالکین و عدم سوددهی مناسب به کشاورز، چیزی که در آینده شاهد خواهیم بود نابودی‌ی مطلق کشاورزی و محیط‌زیست است. چه باید کرد؟


۲. نؤرۊزبل در راه است، عیدی که هرگز نفهمیدیم چرا هر سال باید برای برگزاری‌ی آن، از نهادهای مختلف مجوز بگیریم. جشنی که باید مانند تمام ِ جشن‌های دیگر ِ این سرزمین، به صورت خودجوش و مردمی برگزار شود و هیچ نیازی به متولی و مسوول و ... نداشته و ندارد. حدود ۱۰ سال از برگزاری اولین مراسم نؤرۊزبل در ملکوت می‌گذرد و هر سال برگزاری این جشن با انواع مشکلات روبه‌رو بوده‌است. هر سال تا لحظه‌ی آخر این ترس با برگزارکننده‌گان همراه بود، که مبادا مجوز برگزاری لغو شود (چیزی که در جشن سال 89 اتفاق افتاد) و برگزاری مراسم غیرقانونی (!!!!!) تلقی شود. چه باید کرد؟


من امروز قصد پاسخ طولانی به این دو موردِ حساس و حیاتی را ندارم و تنها دو پاسخ کوتاه که به نظرم راه‌حلی برای رفع مشکل است ارائه می‌دهم و اگر عمری بود در آینده هر یک از پاسخ‌ها را شرح و بسط خواهم داد.


اما نظر من: 


۱. باید مالکیت زمین از حوزه‌ی شخصی‌ی افراد خارج شود و در اختیار شرکت‌های تعاونی (مردمی و غیردولتی) قرار بگیرد و به مالکین قبلی سهامی داده‌شود تا بعد از مرگ به ورثه، مطابق قانون، سهمی از سهام برسد، نه سهمی از زمین. باید زمین‌ها یکی شوند.

برای این کار ابتدا نیازمند این هستیم تا کشاورزان به این دید برسند که با این شیوه‌ی کار و زمین‌داری هیچ زمینی بعد از چند نسل نخواهند داشت و در نتیجه هیچ محصولی. 

پیشنهاد من این است که هر چند نفری که در کنار هم چند هزار متر شالیزار دارند ابتدا با همکاری‌ی هم زمین‌هایشان را یکی کرده و هر یک به میزان متراژ زمینی که داشته، سهم بگیرد، مرزهای زمین‌ها برداشته شود، بین صاحبان سهام تقسیم کار شود، و همه از درآمد ِ نهایی‌ی حاصل از فروش محصول به میزان سهمی که دارند بهره‌مند شوند. به طور مثال یک نفر مسوولیت خرید «تخم جو» را بر عهده بگیرد، دیگری مسوولیت خرید «کود»، دیگری مسوول هماهنگی برای آوردن کارگر و ... و تمام صاحبین سهام هم هم‌چنان به روال سابق بر سر زمین‌ها مشغول کار باشند.


۲. همان‌گونه که گفتم نؤزۊزبل ذاتن هیچ نیازی به مجوز و برگزاری‌ی مراسم ِ رسمی‌ی دولتی یا غیردولتی ندارد، بلکه نیازمند برگزاری‌ی مراسمی مردمی شبیه جشن چهارشنبه سوری، سیزده به در و ... است. تجربه‌ی ده ساله‌ی برگزاری متمرکز این مراسم نشان داد که، این مراسم نمی‌تواند به این شیوه جای خود را در میان مردم منطقه باز کند، زیرا که اصلن مردم از این مراسم باخبر نمی‌شوند و اگر هم باخبر شوند برای آن‌ها موضوع مهمی نیست. پیشنهاد من این است که برگزاری‌ی مراسم را به جای این که به عهده‌ی دیگران بگذاریم، خود برعهده بگیریم. این گونه که هر کدام‌مان در شهر و روستای خود تعدادی از اقوام، دوستان و همسایگان خود را جمع کنیم، در جایی که بتوان آتش روشن کرد، آن‌هایی که با تاریخچه‌ی این مراسم آشنایی دارند به دیگرانی که احتمالن کمتر آشنا هستند یا هیچ آشناییی ندارند از این مراسم سخن بگویند، کسانی که با ادبیات گیلکی آشنا هستند از اشعار شاعران گیلک شعر بخوانند، آواز بخوانند و شاد باشند. در هنگام غروب خورشید نیز آتش را روشن نموده و دو بیت شعر این مراسم را یک صدا بخوانند، پس از آن نیز سال نو را به یکدیگر تبریک گفته، دیده بوسی کرده و ... تمام.


با سپاس از وقتی که گذاشتید.


دامؤن لتریج 

دیا ما بیس سه ۱۵۹۰

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۴۹
Damön lөtrij

گتˇ دیکتاتؤر (Great Dictator) چارلی چاپلینˇ اولی صدادار فیلم هیسه. یته شاهکار سینما تاریخˇ مئن، و ای فیلم یته "مؤنؤلؤگ" یا "تک-گۊیی" همرأ دۊرۊسابۊنه.

ای مؤنؤلؤگه گیلکی بۊن-نیویسˇ همرأ شیمی وأسر ای عیدˇ وأسر بیأردم، شاید ۹۶ˇ مئن یه مینه أمی کینه ؤ نفرت آدمانˇ جی کمابۊن ؤ أمی زیویشˇ ره ایجؤنا ببیم تا آزادابیم ؤ برابر، تا نفرت نورزیم ؤ کس-کسه دۊس بدأریم ؤ دۊس دأشتنه همه جا تبلیغ بؤکۊنیم.

شیمی خؤنابدؤن.

شیمی نؤسال مۊوارک.

پ.ن: یه سری واژه ای بۊن-نیویسˇ مئن دره گه شاید شیمی وأسر تازه بؤبۊن، اۊشؤنه ایندر نیویسنم تا راحتتر بۊخؤنین.

 

کیا: شاه – امپراطۊر

زیوسن: زیندگی گۊدن (زیویش: زیندگی)

ویرسن: فیکر گۊدن (ویر: فیکر)

چیکأدأن: وختی یه چی دأری ؤ اۊن تی دسˇ جی شۊنه گۊنن فلان چئه چیکأدئه

ایجؤنایی: یکته بؤؤن – یکی وکتن

خلاور: سرباز

تۊقامندی: عیشق

پۊلک: واوین (بخش)

بیئل: وئل (هشتنˇ مصدر جی)



ای فایله تۊنین ایندرˇ جی جیرأکشین.




مدت زمان: 3 دقیقه 52 ثانیه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۰۴
Damön lөtrij

گیلگمش اولین حماسهی بشری هیسه

 

ای هؤسنیئه مۊ وگردأنئم ؤ تصمیم بیتم نمنمئه بنم هی جیگه مئن ؤ شیمی نظرؤنˇ رفاق (رافا/ریفا) هیسأم.

اولی پؤلکه تۊنین ایه بۊخؤنین.

لؤح ۱- پؤلک ۲

 

 

ایسه اۊن اۊیه هیسئه، اۊنˇ جؤنˇ سر، مۋ بزئه، تنها شرˇ مئن هیسئه. اۊنˇ گیس، اۊنˇ سرˇ جی، گندۊموۊشه مۊسؤن، زناکانˇ گیسˇ مۊسؤن چین بۊخؤرده'ر ؤ بکلسه'ره. سامؤن ؤ اۊنˇ مردۊمˇ جی هیچچی نۊدؤنه. خۊ جؤنه، جؤنٚورؤنˇ پۊستˇ همرأ  فیویته. سۊمۊکانˇ مۊسؤن، بیجاران ؤ رؤمه'نˇ خۊدا، شۊکاؤنˇ همرأ  چاکˇ واشه خؤره. پیله جؤنٚورؤن همرأ  یه آوجیگه جی آو خؤره.

یته مالا هۊ آوجیگه مئن دؤم بنأ بؤ. انکیدؤ اۊنˇ ور بئیسأ. مرکه خأس خۊ گللهٰ آو هده. اول رۊج، دوم رۊج ؤ سوم رۊج انکیدؤ غضببؤته'ر آوˇ لگ بئیسأبؤ. مالا اۊنه بدی. اۊنˇ دیم سۊأکته'ر بؤ. خۊ گلله همرأ  وگردنه گاچهˇ مئن. برزخابۊنه. رۊئهبۊمه'ر سیا نیگا همرأ  غیضˇ جی ژیویر کۊنه. اۊنˇ قلب، دردˇ جی پۊرابۊنه. چۊن ترسنه. اۊنی گه بیدئه بؤ، سی غۊله مؤنس.

مالا خۊ پئره، شۊلˇ همرأ گۊنه:« پئر! یته مردأک سی جی بۊمئه، آنۊ زأکؤنˇ مۊسؤن. اۊنˇ زۊر خئلیئه. همیشک شرˇ مئن مۊجنه. جؤنٚورؤنˇ همرأ  أمی آوجیگه ور هیسئه. اۊنˇ کتیر ترسناکه. دیل نأرم اۊنˇ ور بؤشۊم. چالکه'کی گه بکنده بؤمˇ پۊراتئه. هرچی دؤم بنأبؤم وزرأندئه. سأرا جؤنٚورؤن هممهٰ می جی برٚمأنئه.

پئر خۊ مالا وچهٰ بؤگۊت: «بؤشۊ اؤرۊک، گیلگمشˇ ور. ای وأشیاتˇ قؤوه جی اۊنˇ ره بؤگۊ. یته قشنگ زنأی اۊنˇ جی بخأ، گه خؤره ایشترˇ ره ،تنخایی خۊدا، پیشکش بؤگۊده‌بؤن ؤ اۊنˇ خۊ همرأ بؤبۊر بیرۊن. وختی گه گلله بۊشؤ آوجیگه، اۊنه  لۊختاکۊن. تا اۊنˇ جی بهره بؤبۊره. هیتؤ گه اۊنه بٚینه، اۊنه نزدیکابۊنه. ایتؤ جؤنٚورؤنˇ جی بیگانه بۊنه. جؤنٚورؤنی گه سأرا مئن اۊشؤنˇ همرأ  بار بۊمئه.»

مالا خۊ پئرˇ گبه بیشتؤبس ؤ بۊشؤ. اؤرۊکˇ را بگیت، بلتˇ طرف، برٚسی کیایه ؤ اۊنˇ پیش خؤره گل بزهٰ، ایمأ خۊ باله جؤرأگیت ؤ گیلگمشه بؤگۊت:

«دۊر سیأنˇ جی یته مردأی بۊمئه، اۊنˇ بۊنیه قٚوئه، آسمؤنی سپا مۊسؤن. چاکˇ مئن اۊنˇ زۊر زیاده ؤ همیشک سأرا مئن مۊجنه. اۊنˇ لنگان گلله همرأ  آوجیگه ور نئه. اۊنˇ دئن زالترکأنه. مه'ره نوأنه اۊنˇ ور بؤشۊم. نیألنه می تلهٰ بکنم، تۊر ورگأنم، دؤم بنم. می چاله‌که'نه پۊراته. می سأرا جؤنٚورؤنه می جی بۋرۋجأنئه.»

گیلگمش اۊنه ایتؤ بؤگۊت:

«می مالا! بؤشۊ یته خؤجیر زنکه ایشترˇ مۊقددس دۊعاجیگه جی، خۊ همرأ  بؤبۊر اۊنˇ ور. وختی گه گلله همرأ  بۊمأ آوجیگه مئن، زنکه رختانه، اونˇ تنˇ جی در بیأر. تا اۊنˇ جی بهره بؤبۊره. هیتؤ گه اونˇ  بئینه اۊنˇ  نزدیکابۊنه. ایتؤ جؤنٚورؤنˇ جی بیگانه بۊنه. جؤنٚورؤنی گه سأرا مئن اۊشؤنˇ همرأ  بار بۊمئه.»

مالا اۊنˇ بؤگۊته'ره بیشتؤبس ؤ بۊشؤ. یته قشنگ زنأی ایشترˇ دۊعاجیگه جی وگیت ؤ را دکتن ؤ یابۊیه، کوچیترین را جی بؤبۊردن . سومی رۊج برٚسئن ؤ قرار بنأن سأرا مئن بئیسن. مالا ؤ زنأی آوجیگه ورجه بئیسأن.  یته رۊج، دۊته رۊج هۊ جیگه مئن بۊمؤنسن. گلله همأ ؤ آوجیگه جی آو خؤرد. آوی جؤنٚورؤن رۊخؤنˇ جی پرٚنن ؤ شۊنن. انکیدؤ، آسمؤنˇ قوی بچئر أنی هۊیه دره. شۊکاؤنˇ همرأ  واش خؤره. پیله جؤنٚورؤن همرأ  آو. خؤجیر ؤ خۊرۊم، رۊخؤنˇ لپپه'نˇ مئن واز ؤ ولنگ کۊنه.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۵ ، ۲۳:۱۶
Damön lөtrij

مه'ر ؤ مۊ

 

تش دچئه بیم، نیشته بیم

خؤره پابرۊس کشیم ؤ گب زأدبیم

 

أولی بؤگۊت: "أخر هیتؤ بۊمؤنه

آمۊ مننیم بزیویم

وأ بیرۋجیم ؤ بشیم دامؤنˇ مئن."

دومی بؤگۊت: "بیرۋتن ده چیچئه

آمۊ وأ بیسیم

سۊمامۊسˇ مۊسؤن."

سومی بؤگۊت:

"نأ بیرۋجیم، نأ بجنگیم

اۊشؤن همرأ ایلجار بؤکۊنیم."

 

اۊ دۊ تهٰ، بدأری پایه بزأ بی

سۊرخابؤن، برزخابؤن

سومئه فترکسن:

 

"زردˇ گۊش! دؤنی أسأ چی گۊت دری؟

تۊ گۊنی مۊلکۊته'نˇ همرأ آمۊ همرا وکیم؟"

 

-"نأ... نأ...

ایتؤ نأ

اۊشؤنˇ همرأ بۊمؤنیم

تا بزیویم

نولأ

همه نؤم فکت بۊنیم

ایتؤ تۊنیم خۊ جؤنه در بؤبۊریم

ایمأ نم-نم أی حققه هگیریم."

 

دومی بؤگۊت: "نخأنم

مننئم

هندی آدم مگه زردˇ گۊش بۊنه؟"

 

اولی هیچچی نؤگۊت

 

ورسأم

تشˇ سر ومیشتم ؤ را دکتم بؤشۊم خؤنه.


دامؤن لتریج


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۵ ، ۲۱:۵۵
Damön lөtrij

مه'ره ایمشؤ یا چلله شؤ ندأره

می همرأ پۊر زماته چلله قأره

 

ای ورفؤنˇ سرˇ سۊرخئنه بینأ

می دیلˇ خۊنأجی نخشˇ نیگأره

 

تایسه سی ته شؤ أزمیت بگیته'م

می ایقبال چلله شؤ تۊرشˇ انأره

 

زۊمۊسسؤن! مۊ تره پیرأسسه مننئم

دؤنی تۊ در بیأردی می دمأره

 

زۊمۊسسؤن! دؤنی می کئنه وأچأنی؟

می پئر ؤ مأره، می خاخۊر برأره

 

سیویدˇ رۊ دأری عاشۊق تۊرأکۊن

ایمه آدم کۊشی؟ این ده چی کأره؟

 

زۊمۊسسؤن! تۊ أمی میرزأ بکۊشتی

بخۊشأنی أمی هۊ راشˇ دأره

 

زۊمۊسسؤن! چئلˇنؤ، یادأ گۊدی نأ؟

أمی کاکۊ، بۊنˇ رچ جؤر قطأره؟

 

چقد أرسۊ یؤ خۊنه هؤ فۊدۊشتی

پلنگؤنه دسأدأى چاربدأره

 

اۊشؤنه تۊ بؤگۊ گه جاهیلی بۊ

ألؤن چی خۊن دره چاکه، رۊباره؟

 

سیویدˇ رۊ، سیا دیل، چی بۊگؤم مۊ

تی خۊبی ؤ بدی یک در هیزاره

 

ایسه چللهٰ مره مززه بیأردی؟

هلأ تی چاقۊ می قلته فزأره

 

شاعر: ویژگال

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۲۰:۰۵
Damön lөtrij


هاویر

 

 

هاویر آزادی ره مردۊم بزیون

خؤشی ؤ عززتˇ همرأ دزیون

 

زیمین ؤ آسمؤنˇ یاورابۊن

خۊشؤنˇ مۊشکلؤنˇ داورابۊن

 

هاویر آزادأبیم ظۊلمˇ جی هاویر

هاویر دۊنیا وکئه خلکˇ شی هاویر

 

هاویر نکلئه دئه مۊشک مردۊمˇ سر

بۊخؤسه، تم بزأر، زأک، خۊ مۊما ور

 

دئه مأرˇ سینه مئن ترسی نۊمؤنه

بۊخؤنه این گرش شادی ترؤنه

 

هاویر هیشکس نؤگئه دئه هیشکسه زۊر

نؤبۊن جنگˇ جی هیشکس ناقص ؤ تۊر

 

هاویر خنده صیدا دۊنیا وگیره

هاویر مظلۊم، خۊ حققه هگیره

 

هاویر مرزˇ دسˇ جی راحتأبیم

تۊفنگˇ ناکسˇ جی راحتأبیم

 

هاویر دئه هیشکسی وشنأ نۊخؤسه

کسی فرده غمˇ همرأ نۊخؤسه

 

دامؤن_لتریج

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۴۳
Damön lөtrij