کلأچئه (کلاچاى)، لطره، همیشک کاسپی دریا

گیلک خلکˇ رئه
کلأچئه (کلاچاى)، لطره، همیشک کاسپی دریا

latre.blogfa.com

وبمجی
<-- Start v6rg.com Gil6ki Calendar -->
Gil6ki Calendar
<-- End v6rg.com Gil6ki Calendar -->

گویش معیار

شنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ۰۱:۰۸ ب.ظ

خودا نؤمی

 

گیلکی/گلکی زبان مادری اکثریت ساکنین جنوب دریای کاسپین و رشته کوه البرز است که دارای طیف گستردهای از گویشها و لهجهها بوده و کثرت گویشها (به دلیل کمنیازی مردم هر منطقه به مناطق دوردستتر)و تفاوت آنها گاه به حدی میرسد که شنونده (مخصوصن شنوندهی غیرگیلک) گمان میکند که با دو زبان متفاوت مواجه شدهاست. اما هنگامی که از (به طور مثال) شرق مازندران به شرق گیلان گویش هر منطقه بررسی شود نتیجهای که حاصل میشود شباهت بسیار زیاد دو نقطهی نزدیک بههم است (مانند طیف نور).

گیلکی را زبانشناسان از خانوادهی زبانهای ایرانی، شاخهی شمالغربی، گونهی کاسپینی میدانند که با زبانهای لری، کردی و فارسی همریشه هستند. البته گمانهی دیگری نیز وجود دارد که بر طبق آن گیلکی مستقیمن ریشه در سنسکریت کلاسیک دارد.

باری، امروزه (و از دیرباز) به دلیل میانجی بودن زبان فارسی بین مردم فارسزبان با غیرفارسزبانان گیلکی مانند دیگر زبانهای ایرانی مثل لری چیزی به نام گویش معیار ندارد و مردم هر منطقه با گویش خود گفتوگو میکنند و البته در گیلان به دلیل ناآشنایی و مهجوری بیش از اندازهی زبان گیلکی مردم شرق و غرب استان با یکدیگر فارسی هم سخن میگویند و دلیل آن را نامفهوم بودن و سخت بودن زبان طرف مقابل میدانند.

انتظار این است که هر زبانی دارای گویش معیاری باشد که به آن گویش کتابت صورت گیرد و گفتوشنود در رسانه به آن گویش باشد. از آنجایی که تنها رسانهی مختص گیلکزبانان سراسر دنیا شبکهی باران میباشد، متأسفانه این گویش معیار خواسته یا ناخواسته کمر به نابودی زبان گیلکی بستهاست. به طوری که اولن؛ به جز چند برنامهی سطحی و یک ربع اخبار و چند تبلیغ مضحک چیز قابل عرضی ندارد و، ثانین؛ همان گیلکی هم (بنا به هر دلیل معقول و نامعقولی) به چیزی که شباهت ندارد گیلکیست و در واقع کاریکاتوری از گیلکیست، به طوری که اصولن تمام ساختار جمله در بیان گوینده فارسی و در انتها فعل جمله گیلکیست.

اینگونه معیارسازی برای زبان گیلکی نه تنها ارزش به زبان گیلکی نیافزوده بلکه زبان گیلکی را در چشم غیرگیلک زبانان تا حد گویش و گاهن لهجهای از لهجههای زبان فارسی تنزل دادهاست. در حالی که آن چیز که اظهرمنالشمس است، زبان بودن گیلکی در کنار فارسی نیست.

حال چیزی که مسئلهی این نوشتار است گویش معیار در زبان گیلکیست.

در ابتدا باید گفت داشتن یک گویش معیار برای یک زبان در واقع امری سیاسیست. یعنی اگر یک زبان، زبان رسمی یک حکومت نباشد اصولن نیازی به تعیین گویش معیار برای آن زبان حس نمیشود. چون در واقع سیاستهای حاکم نیازی به آن زبان حس نمیکند و در نتیجه احتیاجی به تعیین گویش معیار نیست.

«هر زبانی باید چهار مرحله را طی کند تا تبدیل به زبان معیار شود.

در مرحلهی نخست، یک گونهی زبانی، به دلایلی که بیشتر جنبهی سیاسی و اجتماعی دارد، انتخاب میشود.

در مرحلهی دوم، برنامهریزان زبانی، با تدوین فرهنگها و واژهنامهها و کتابهای دستور و قواعد املائی و تلفظی، آنرا به یک گونهی زبانی تثبیت شده تبدیل میکنند.

حال باید این گونهی تثبیت شده بتواند در موقعیتهای اداری و آموزشی و حقوقی و ادبی و نظایر آنها، نقشهای گوناگونی ایفا کند. در این مرحله، امکانات سبکی و ساختاری و واژگانی گسترش مییابد.

مرحلهی چهارم مرحلهی پذیرشاست. یک گونهی زبانی، حتی پس از طیّ مراحل مذکور، بدون پذیرش اکثریت جامعهی زبانی نمیتواند منزلت زبان معیار را احراز کند.» (Hudson. 1980. p,34)

در ثانی اگر قرار باشد به زبانی کتب علمی (درچهارچوب همان سیاستهای حکومتی) چاپ و نشر شود نیاز به داشتن گویش معیار احساس میشود؛ که این امر نیز برای گیلکی صدق نمیکند.

اما انتقادی که نگارنده به انتخاب گویش معیار دارد درواقع به نوع انتخاب گویش معیار در زبان گیلکیست.

عدهای به دلیل مرکزیت رشت گویش آن ناحیه را معیار میدانند، عدهای گویش نواحی کوهنشین (گالشی/دیلمی) را به دلیل بکرتر بودن آن، عدهای دیگر گویش منطقهی ساری را به دلیل اینکه کشاورزی و کشت برنج در آغاز از این ناحیه شروع شدهاست و به این ترتیب هرکسی برای زبان معیار نظر و عقیدهی متفاوت و متضادی دارد.

ضمنن با انتخاب گویش معیار در واقع واژگان مختلف برای یک فعل، شئ و ... به محاق فراموشی سپرده خواهند شد و این یعنی مرگ تدریجی و تضعیف زبان.

یکی از ویژگیهای بسیار مهمّ زبان معیار بینشان بودن آن است. تمایز میان نشانداری و بینشان بودن مشخصهای زبانی تعریف میشود. زمانی که میگوییم زبان معیار بینشان است به این معنی است که فاقد یک سلسله ویژگیهاست که آنرا از زبان غیرمعیار متمایز میسازد. تراسک (Trask. 1999, p. 290)

در تعریف اصطلاح زبان معیار، این نکته را یادآوری میکند که زبان معیار به هیچیک ازگونههای متفاوت اجتماعی، جغرافیائی و جز آن ربط ندارد و هیچیک از خصوصیات اینگونهها در آن ظاهر نمیشود.

در واقع، وجود هر نوع ویژگی یا خصلتی که بیانگر عامیانه بودن، تعلق به قومیتها و زبانهای محلی باشد زبان را از حالت معیار دور میسازد.

بارچ (Ibid. p, 262) مینویسد که یک گونهی زبانی، همینکه به گونهی معیار تبدیل شود، دیگر تنها متعلق به سخنگویانی که در ابتدا آنگونه را به کار میبردند نیست.

حال کدام گویش از زبان گیلکی میتواند چنین ویژگیای را دارا باشد؟

معیارسازی یک زبان به دو طریق ممکن است صورت گیرد؛ از میان گویشها و گونههای یک زبان، یکی در پرتو پشتوانهی فرهنگی، تاریخی، ادبی و جز آن بهعنوان گونهی معیار انتخاب شود. این روند طبیعی معیارسازی است. (Bartsch. 1987. p,257)

که این روند در حال حاضر توسط صدا و سیمای استان گیلان در حال پیگیری است و مجریان برنامههای گیلکی علنن گویش بهکار گرفتهشده در برنامههای خود را گویش معیار و اصلی گیلکی میدانند.

راه دیگر معیارسازی تصمیم سازمانهای ویژهی برنامهریزی زبان است که یک گونهی زبانی را، به دلایلی برای مدتی کوتاه،به عنوان گونهی معیار اختیار میکنند.

که این فقره بالکل دربارهی گیلکی صدق نمیکند چون سازمانی برای اینکار وجود ندارد.

ذکر این نکته ضروریست که: «زبان معیار مفهومیاست نسبی. زبان معیارِ مطلق وجود ندارد.» (Milroy,J. & Milroy,L. 1991. p 22)

نمیتوان بین زبان معیار و غیرمعیار خطّ فاصلی کشید. زبان معیار حالتی طیفی دارد. هر گفتار یا نوشتاری ممکن است به زبان معیار نزدیک یا دور باشد. آنچه به عنوان گفتار یا نوشتار قابل مشاهدهاست کنش زبانیِ سخنگویان و جلوهای از جلوههای ساختار انتزاعی و ذهنیاست. همین طبیعتِ نسبی بودنِ زبان معیار است که اصطلاح تقریبن معیار را، که حالت بینابینیِ میان زبان معیار و غیرمعیار را افاده میکند. در جامهشناسی زبان پدیدآوردهاست. (Bartsch. 1987. p,257)

این پیش‌فرض که زبان ما گیلکی‌ست و گنجینه‌ی واژگانی همه‌ی گویش‌های آن متعلق به ماست و اگر یک گویش را نمی‌فهمیم یاد بگیریم و واژگانش را واژگان خود بدانیم.

آن وقت لازم نیست همه یه یک گویش بنویسیم. کافی‌ست راه دیالوگ را نبندیم و تنبلی و خودخواهی خود را با جمله‌ی «من گویش فلان شهر را نمی‌فهمم» توجیه نکنیم.

هرکس با هر گویشی از زبان گیلکی، بنویسد، بخواند، فیلم بسازد، سایت و وبلاگ راه بیندازد، در کوچه و خیابان حرف بزند، موسیقی کار کند، بنویسد و بخواند. این همان جنبش اجتماعی و رنسانس فرهنگی‌ست که گیلکان در دوران زوال اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی خود به آن نیاز دارند. (وضعیت غیرکلاسیک، راه حل غیرکلاسیک کیطلبد، امین حسنپور)

با توجه به مسائل گفته شده و با توجه به اینکه سیاستهای دولتی ایران نیازی به تعیین گویش معیار برای زبان گیلکی را مفروض نداشته و نیازی به این امر احساس نمیشود این گزینه بهترین راه حل برای زبان گیلکی  ست.

با پیگیری این اصل که هر گیلکی با هر گویشی با همزبان دیگر خود به گویش خود سخن بگوید و برای یادگیری واژههای متفاوت گویش طرف مقابل خود تلاش کند به مرور باعث آشنایی گیلکان با گویشهای دیگر خواهد شد و اینگونه میتوان به گویش معیاری بینشان دست یافت که دیگر رنگ و بویی از گویشهای محلی ندارد و فراتر از گویشهای منطقهایست.

 

 

 

منابع:

زبان معیار چیست و چه ویژگیهایی دارد؟ والی رضایی. دانشگاه امام حسین (ع)

وضعیت غیرکلاسیک، راه حل غیرکلاسیک کیطلبد. امین حسنپور

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۲۴
Damön lөtrij

نظرات  (۸)

احسنت
أویج:
قربانت
ممنونم. خؤب بنویشتی جؤن. أمه باید اونقد راجه به ای موضوع بنویسیم تا مردوم ذهن مئن او سنتی راه حل ورجه، ای نؤ نیگای‌ئبه‌م جیگه واببون.
أویج:
خواهش کونم
خیلی خوب بود برادر دامون. همان طور که گفتم این مقاله بدون جانبداری از شیوۀ توصیفی استفاده کرده و به کار علمی نزدیک شده اما باید اشتباهات گذشته اصلاح شوند مثلاً «گیلان نخستین زادگاه سومریان» باید از سایت کاسپی سامون حذف شود.
أویج:
ممنون
موافقم
أویج:
مه‌ٰرن موافقم :)
16 آبان روز زبان گیلکی
به بهانه اعلام زبان گیلکی به عنوان زبان رسمی جلسات شورای اسلامی شهرستان رشت در اولین جلسه آن در پنجشنبه 16 آبان 1392
http://gelak.roomfa.com/post/84
ا مطلب ءَ بخانید
أویج:
ممنون
اگر یکته روج به عنوان "گیلکی زبون روج " انتخاب ببی خیلی مناسیب ایسه
16 آبان
أویج:
چه دلیلی دأره؟

2-3 اسفند ماری زوؤنٓ جهانی روز نئه دئه
درسته
" ماری زوؤنٓ جهانی روج " ببی بختره
دونیا امره هماهنگ ببیم بختره
أویج:
قوربان بشوم
آبِلارم چَنده خاجیره(خُب)بَئوتی(گفتی)
أویج:
مؤخلصیم آبار

خسأنئن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی